|
پناه |
چقدر هوات دارد غزل و ترانه ی من همه لب به ناله هایم تو میایی و توپایی گل سرخ واژه ها را همه عطر تو گرفته همه انتظار دیده همه گی پی ات دویده همه آمدی نفس را همه خامه شد نفس را من و مشعل نگاهت من و تازه گی و باران گل رویش خیالت همه ریشه میدواند
[ یکشنبه ۱٢ آبان ۱۳۸٧ ] [ ۱٢:٠۱ ق.ظ ] [ پناه ]
|
|