های تنهایی و این درد پلیدمن بیچاره به تکرار گزید
رفته رفته همه غم ماند و وفاتمثل چشمان تو یکباره رمید
یار تا خاطره یی سبز تو نیزباد پاییزیی امید وزید
سردی تا جگرم میسوزداین زمستان چقدر زود رسید
یکطرف سردی قطبی و غریبیکطرف یخ زدگی های نوید
عشق با اینهمه سرما زدگیاز کدام خاک شود باز پدید؟
...
بعد تو با همه تنهایش ، دل!رفته رفته ز غزل دست کشید
درباره وبلاگ
نويسندگان
آخرين مطالب
لینک های مفید
لینک دوستان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
آرشيو مطالب
امکانات وب