تا یاد تو داشت شاعری یادش بود
آهنگ و سرود دلبری یادش بود
رفتی و سکوت ماند و یک حافظه یاس
ذهنی که امید پروری یادش بود
از من لب لبخنده فراموش شده
عشق شکر آگنده فراموش شده
مصراع سکوت میشود امیدش
یاری که همه پاینده فراموش شده
تا کی غزل و ترانه باشد غم تو
معتادی عاشقانه باشد غم تو
هر چیز جهان اگر تمامی دارد
آخر به چی جاودانه باشد غم تو
تا دل به مراد مانده در بند تو است
افسوس تو و نبود لبخند تو است
درگیر هزار درد و بیدرمانیست
بیچاره همان، که هنوز در بند تو است