|
پناه |
بعد از جفات هرچه که جانانه نیستی ای یار در ترانه یی شبهای بیکسی گم کرده ام صدای ترا در سکوت شعر لبخند هات هرچه بیادم نمانده اند زیبایت قسم به خدا کم نمیشود قلبی سیاه عاطفه از چشم مانده لیک یک عمر آرزوی تو بود و جنون من [ دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۸:٢۳ ب.ظ ] [ پناه ]
|
|