تو رفتی زندگی زهریست زهریی
حلاوت از لبم قهریست قهریی
چتو از صبح چشمانت بگویم؟
که رفتی آسمان ابریست ابریی
ز یاس ات هیچ روزی خوش ندیدم
نشد از آرزو ار هم رمیدم
به حدی زهر خندی بر لبانم
نشد وقت از غمهایت میخریدم
چتو که عهد و سوگندت نمانده
همو گپ های گل قندت نمانده
چتو در غمستان اشکبارم
شکفت فصل لبخندت نمانده
دو چشمانت که میگفتم شرابیست
...عروس صبح های آفتابیست
خیالت نازنینم نازنیتر
چو تک خال گریبانت گلابیست