قالب وبلاگ  

پناه

سینه تاریک، غزل بیخانه
عشق زین حادثه ها دیوانه

آسمان یک شب آه پیچ سکوت
آفتاب یک غزل بیگانه

یاس هر کوچه همیرقصد ناز
آرزو یک شل در زولانه

یار آنسویی تغافل حالی
من واین درد و غم بی چانه

چشمهایش، غزلی، لبخندی
میسرودم همه اش شکرانه

حال تا خاطره ها میگریم
حالیا این غم و من افسانه

عشق آن شربت تلخ ! های افسوس
خشک و خالیست دگر پیمانه
 
من واین زمزمه های سوخته
کیست آتش شدگان میخوانه ؟

.....

الوداع یار ، الوداع هستی
الوداع آرزوی فرزانه

مردنم حتمی ، خوی او اینست
که به مرده دعا نمیخوانه...

 

[ چهارشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۸:٢۸ ‎ق.ظ ] [ پناه ]
.: Weblog Themes By Panaah :.

درباره وبلاگ


نويسندگان

لینک های مفید

موضوعات وب

 

لینک های مفید

امکانات وب