|
پناه |
سینه تاریک، غزل بیخانه آسمان یک شب آه پیچ سکوت یاس هر کوچه همیرقصد ناز یار آنسویی تغافل حالی چشمهایش، غزلی، لبخندی حال تا خاطره ها میگریم عشق آن شربت تلخ ! های افسوس ..... الوداع یار ، الوداع هستی مردنم حتمی ، خوی او اینست
[ چهارشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۸:٢۸ ق.ظ ] [ پناه ]
|
|