قالب وبلاگ  

پناه

دل در غم عاشقانه پوسید از من
اشک آمدو خنده را بشویید از من
قحطی وفا بلا شد آمد به سرم
دریا دریا ترانه خشکید از من

عشق آمد و یاس در برم کرد برفت
یک باغ ترانه پر پرم کرد برفت
بیمار جفاخانه ی قلبش بودم
یار آمد و خاک بر سرم کرد برفت

تا آنکه ترا عهد وقسم گم گشته
خورشید به آسمان غم گم گشته
از شب نی و از غبار نی، از دوریت
دیدار تو هرچه  بیش و کم، گم گشته

یک لحظه یی ترس از خدایت نکدیی
ای عهد شکن کدام جفایت نکدیی؟
من چشمرهم هنوز، حیرانی چیست؟
جانم بکنی آنچه به مایت نکدیی

[ شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ] [ پناه ]
.: Weblog Themes By Panaah :.

درباره وبلاگ


نويسندگان

لینک های مفید

موضوعات وب

 

لینک های مفید

امکانات وب