قالب وبلاگ  

پناه

 

بعد از جفات هرچه که جانانه نیستی
با آرزوم چیست که بیگانه نیستی ؟

ای یار در ترانه یی شبهای بیکسی
در عاشقانه های صمیمانه نیستی

گم کرده ام صدای ترا در سکوت شعر
تا درد ناله یی دل دیوانه نیستی

لبخند هات هرچه بیادم نمانده اند
تا بیخودیی و تلخی پیمانه نیستی

زیبایت قسم به خدا کم نمیشود
در سرنوشت زشتم ار افسانه نیستی

قلبی سیاه  عاطفه از چشم مانده لیک
در شام تار فاجعه پنهانه نیستی

یک عمر آرزوی تو بود و جنون من
مردم کنون ، به ماتم دیوانه  نیستی
  

[ دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۸:٢۳ ‎ب.ظ ] [ پناه ]

ای ماه در خیال حقیرم چه میکنی
در آسمان بخت فقیرم چه میکنی

شد عمرهاست کور تماشایتم ولی
در خواب های چشم ضمیرم چه میکنی

در چار راه وسوسه هر چند نیستی
در کوچه های  قلب زحیرم چه میکنی

گر رفته ی ز آدینه های همآغوشی
 در سوگ هفته های کثیرم چه میکنی

چیزی بنام همدلی مارا که بود نیست
در اشک های چشم زریرم چه میکنی

دست دعا اگرچه ز امیدتان تهیست
در خواب هات باز پزیرم چه میکنی

[ سه‌شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٠ ] [ ٢:٤٠ ‎ق.ظ ] [ پناه ]

الا ودیعه یی  یک عمر درد و شیدایی
بیا به بدرقه یی شام های تنهایی

به بیصدایی این خاکدان مرگ امید
به سوگواری غم کشته های لالایی

به ناتمامیی  این درد های تدریجی
بیا به همره یی اشک ناشکیبایی
 
بیا به زشتی تنهایی و تنها مرگی
الا   بدیعه ی الهام عشق و زیبایی

بیا که بیتو غم یار را صبوری نیست
بیا بیا غزلی تر، بیا دل آسایی

صدای زمزمه یی یاد یار راچه شده
الا  ترانه ی یک یادگار زیبایی؟

 

 

 

[ یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ] [ پناه ]

چه شد بیاد همان بیدرنگ آمدنت؟
بجان حسرت من با تنفگ آمدنت

چه شد بخاطر آسوده یی غمت در من؟
سلاح عشق به تن، دل بجنگ آمدنت

چه شد تعامل لبهات با لبان من؟ 
زبان به کام منت چون فرنگ آمدنت

چه شد تسلی شیرین دلنوازی هات؟
همان! به آغوش من تنگ تنگ آمدنت

چه دیر پای در انتظار باید ماند؟
چه  کینه ایست  نموده است، لنگ آمدنت؟

چه بسته است ره یی خوب آمدنهایت
چه وهم کرده سراپا جفنگ آمدنت؟

[ یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ] [ پناه ]

تو رفتی زندگی زهریست زهریی
حلاوت از لبم قهریست قهریی
چتو از صبح چشمانت بگویم؟
که رفتی آسمان ابریست ابریی

ز یاس ات هیچ روزی خوش ندیدم
نشد از آرزو  ار هم رمیدم
به حدی زهر خندی بر لبانم
نشد وقت از غمهایت میخریدم

چتو که عهد و سوگندت نمانده
همو گپ های گل قندت نمانده
چتو در غمستان اشکبارم
شکفت فصل لبخندت نمانده

دو چشمانت که میگفتم شرابیست
...عروس صبح های آفتابیست
خیالت نازنینم نازنیتر
چو تک خال گریبانت گلابیست

[ شنبه ٢ مهر ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ] [ پناه ]
.: Weblog Themes By Panaah :.

درباره وبلاگ


نويسندگان

لینک های مفید

موضوعات وب

 

لینک های مفید

امکانات وب