|
پناه |
زندگی هر چشم مرگ تازه ی مینمایدم ساز من در پرده های شاد بی سر میشود یک حلاوت مصرع بر ناله هایم لب نزد مرگ هم در خودمری هایم رهام کرد و رفت دردهای کهنه ازمن تازه میخواهد غزل چشم استدعای من برق تماشای ندید [ جمعه ٥ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ٢:٥٦ ق.ظ ] [ پناه ]
|
|