|
پناه |
هنوز اندوه دوری ترانه می سازد هنوز نام تو نبض مراد مینوازد برای سوختنی ها و درد ، آرامی زبان خاطره از چشمهات پردازد سیاه نامه اندوه سر نوشت مرا دو روزه گی وفایت، چو ماه میتازد هنوز حس سراسیمه ی تمنایت مرا ز وسوسه ی یاس هات میندازد هنوز لای لبم لمس میشوی غزلی هنوز زمزمه یی عاشقانه مینازد گلم حدیث خیالی بودنم باتو هنوز شام مرا بر سپیده می بازد [ یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱:٠٦ ب.ظ ] [ پناه ]
ای یار یاری صد گفتنی را شبها عزیزم هان هرچه سختی گر از نگاهت چون خال سرخی نامت سرودم زانو زدم جان از اشک هایم وقتی دو چشمت آواز ناله از درد داری وقتی بلایت
آخر سوالم [ جمعه ۱ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٤٢ ب.ظ ] [ پناه ]
|
|