|
پناه |
سرد است گلم، سرد ترین فصل زمستان هر کوچه و هر خانه این شهر به ماتم هر یاس ز یاد تو به فریاد نشسته بیتو غم و بیتو تب و بیتوست سیاهی شیرین من از تلخی دوری به خودت چی
[ چهارشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٥۸ ب.ظ ] [ پناه ]
ماندیم در تسلسل مغرور کینه مان این چیست با یگانه یی خود قهر کردن ات آه کدام حسرت بد زاد شب گرفت آیینه های چشم تو و آرزوی من این یکطرف شبانه و آن یک طرف سحر ماندیم درمیان زمستان و راه دور [ چهارشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:٢٩ ب.ظ ] [ پناه ]
تو آفتاب، تو یک آسمان، تو یک هستی چه شد قریحه یی بیتاب عاشقانه یی من طبیعتم ز گل یخه ی تو خوشبو بود چه شد سپیده دمی های خواب ها با تو دگر به هر رقمی خواستی تمامم کن [ چهارشنبه ٢٢ دی ۱۳۸٩ ] [ ٥:٤۸ ب.ظ ] [ پناه ]
نی باغچه نی ترانه خوانی مانده نی بخت که از آسمان غم تام کند جز آه همینکه دم نماندست مرا دیشب که همه اشک نغز میگفت ترا تلخ است زمانه زندگی زهر آلود
[ شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱۱:۳٧ ب.ظ ] [ پناه ]
نیامدی به دعا خیزم و نیاز کنم توی نوازش گرم کلام شیدایی سپیده ای سفر بامداد را مانی گلم هوس کده ای شاعرانه های منی برای رخشش سیمین آسمانه عشق بگو فسانه ای از آمد آمدت جانم 11/26/2006
[ پنجشنبه ۱٦ دی ۱۳۸٩ ] [ ٩:۱٧ ب.ظ ] [ پناه ]
یاری آیینه تر، یک قلب صفا میخواهد نیست ساری خزان کشته ی امید ترا یار یک چشم تو بگذار که خورشید دمد لطفی با آمدنیهای سحر جاری کن تا دم زمزمه هاست همین خواهد بود من و این گریه ی طاعونی و وا وای و تو [ سهشنبه ۱٤ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱:٤٠ ب.ظ ] [ پناه ]
ای که خیال بودنت شعبده باز میشود جلوه یی آفتاب و ماه، زمزمه ی سپیده ها واژه به رقص میکشد، چمچم گردش نگاهت جان منی و بودنت، جاده ی سبز زندگی حلقه به حلقه امکرد پیچه به صورتم بریز از تو به حیرتم گلم، چونکه به فکر میرسی بوسه هزار گفته را، باز خلاصه میکند [ پنجشنبه ٩ دی ۱۳۸٩ ] [ ٤:٥٩ ب.ظ ] [ پناه ]
های ای آرزویی درمانده بیغمی ها کجاستند تبعید؟ زخم های مرا کی خواهد دید زخم ها را سکوت من مثلی از جهان تمام رنگ فقط آسمان تنگ و ترش و دم کرده آفتاب آنطرف نمیدانم تا که این شوره زار تنهایی زخم هایم فواره میخواهند [ دوشنبه ٦ دی ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٤۳ ب.ظ ] [ پناه ]
|
|